انتقال آموزش و تفاوت آن با انتقال یادگیری:

تعریف انتقال آموزش

تعريف هاي متعددي توسط انديشمنداني همچون پاركر[1] به نقل از براد و نيواستورم[2] (1992) وکسلی ولاتم[3] (1991) بالدوين وفورد[4](1988) گراوگليا [5](2000) نوئه[6] (2006) هالتون و بالدوین[7](2003) برای انتقال آموزش ارائه شده است. با بهره گيري از تعاريف دانشمندان فوق مي توان انتقال آموزش را اينگونه تعريف كرد: درجه اي است كه كارآموز، دانش، مهارتها و نگرشهاي كسب شده از آموزش دريك برهه زماني معين را به طور اثر بخش و پيوسته بكار مي برد تا اثر بخشي سازماني را بالا ببرد. به طور كلي انتقال آموزش شامل چند عنصر مي باشد. اين عناصر عمومي شامل افراد، نتايج، كاربرد و زمينه مي گردند. افراد درگير در انتقال ممكن است شامل يادگيرندگان، مربيان، همكاران و زير دستان باشد. نتايج شامل انواع شناختي، مهارتي و عاطفي مي باشند. كاربرد اشاره به درجه اي دارد كه كارآموزان قادرند مهارتهاي يادگرفته را در حرفه خود بكار برند يا تعميم بخشند. سرانجام زمينه شامل عوامل محيط كاري مانند منابع در دسترس است. در زیر به تعدادی از تعاریف ارائه شده در زمینه انتقال آموزش اشاره می گردد.

 ویسبین[8](1997) انتقال آموزش عبارت است از کاربرد، تعمیم پذیری، حفظ و نگهداری مهارت ها و دانشی که از آموزش کسب شده است.

انتقال آموزش به عنوان میزانی از حفظ و کاربرد اطلاعات، مهارت ها، و نگرش ها از محیط آموزشی به محیط کاری تعریف می شود. به عبارت دیگر انتقال آموزش درجه ای است که فراگیران، یادگیری از بافت آموزشی را به طور موثر در بافت شغلی به کار می گیرند (سوبیدی، 2004، به نقل از شمس، 1392).

انتقال آموزش به مفهوم کاربرد دانش و مهارت و رفتارهای فراگرفته شده در طی دوره آموزشی در محیط کار و ارتباط با وظایف و فعالیت شغلی گفته می شود (نوئه، 2010).

انتقال آموزش سطحی تعریف شده است که کارآموز، دانش، مهارت ها و نگرش های کسب کرده از آموزش را در حرفه اش به کار می برد. همچنین انتقال آموزش به عنوان پایداری این دانش، مهارت ها و نگرش ها در یک دوره زمانی معین تعریف شده است ( جعفر زاده، 1386).

تفاوت انتقال آموزش با انتقال یادگیری

بیشتر محققان از عبارت ” انتقال آموزش” و ” انتقال یادگیری” به جای هم استفاده می کنند تا به استفاده از دانش و مهارت های آموخته شده در شغل اشاره نمایند (بهاریم[9]، 2008). اگرچه واژه های انتقال آموزش و انتقال یادگیری اغلب به جای هم مورد استفاده قرار می گیرند (فلیشمن[10]، 1987، به نقل از پیرز، 2006) که باعث سردرگمی نیز می شود (هاسکل[11]، 1998، به نقل از پیرز، 2006)، به اعتقاد محققان حاضر می توان بین این دو اصطلاح به صورت زیر تفاوت قایل شد: در ” انتقال یادگیری” فرض بر این است که کارآموز، آنچه را که در دوره آموزشی به وی ارائه می شود، به خوبی یاد می گیرد. به عبارت دیگر، کلیه شرایط و عوامل محیط آموزشی ( اعم از زمان برگزاری، مکان و فضای برگزاری، امکانات و تجهیزات آموزشی و کمک آموزشی، ویژگی های مدرس، شیوه و روش تدریس، نوع محتوای آموزشی و….) به گونه ای است که انتقال اطلاعات، نگرش ها، دانش و مهارت ها از آموزشگر یا مربی به فراگیر در حد مطلوب بوده و محتوای آموزشی توسط فراگیر کاملا درک و تفهیم می گردد (شمس، 1392، ص50).  اما ” انتقال آموزش” کمی متفاوت تر از آنچه در مورد انتقال یادگیری گفته شد، می باشد. در حقیقت اولین گام در انتقال آموزش، توجه به عواملی است که بر یادگیری محتوای آموزشی توسط فراگیر تاثیر گذار هستند. چرا که بدون تحقق اهداف یادگیری در آموزش، نمی توان هیچ تغییری را در رفتار شرکت کنندگان پس از اتمام دوره آموزشی، انتظار داشت. در حقیقت انتقال آموزش در پاسخ به چهار پرسش اساسی شکل می گیرد:

   -1 چه انتظاري از تغيير در مدت برنامه آموزشي طراحي شده داريد؟

   2 – از فرگيران انتظار داريد كه با توجه به دانش،مهارتها و نگرشهاي آموخته شده چه رفتاري را در چه محيطي نشان دهند؟

-3 چه موانعي براي انتقال اثر بخش آموزش وجود دارد؟

4- انتظار داريد كه نگرشها ، مهارتها و دانش كسب شده چه مدت در فرد باقي بماند؟(سن[12]،1999،ص8)

به نظر می رسد اصطلاح انتقال آموزش را می توان به سطوح اول تا سوم (واکنش، یادگیری، رفتار) در مدل چهار سطحی ارزشیابی آموزش کرک پاتریک نسبت داد، در حالی که انتقال یادگیری فقط سطح سوم (رفتار) را در برمی گیرد (شمس،1392، ص50).

1 Parker

2 Broad & Newstrom

3 Wexley & Latham

4 Baldwin & Ford

5 Geravaglia

6 Noe

Holton & Baldwin 7

8 Weissbein

9 baharim

10 Fleishman

11 Haskell

12 cen