الگوى طراحى مورد استفاده در دانشگاه ایندیاناى آمریکا نیز یکى از الگوهاى قابل توجه در طراحى آموزشى است. همچنان که در طرح ملاحظه مى‌شود، مراحل طراحى در این الگو با تعیین هدف شروع مى‌شود و سپس در مرحله دوم، تحلیل و شناخت شاگردان صورت مى‌گیرد. در مرحله سوم، محتواى برنامه و فعالیت‌هاى آموزشى تحلیل و انتخاب مى‌شود، در مرحله چهارم، محتواى آموزشى سازماندهى و تنظیم مى‌گردد، در مرحله پنجم، با توجه به هدف و محتوا، وسیله آموزشى مشخص مى‌شود، در مرحله ششم چگونگى اجراى برنامه تحلیل مى‌شود و سرانجام در مرحله هفتم، ارزشیابى مطرح شده نتایج حاصل از ارزشیابى در تقویت و اصلاح مجدد برنامه دخالت داده مى‌شود و این چرخه مرتب در فرایند آموزش ادامه پیدا مى‌کند.

 مرحله اول: تعیین هدف

در مرحله اول در طراحی آموزشی، بیان هدف ها در قالب عباراتی خاص و مشخص است. هدف های عینی را می توان از سر فصل دوره ی آموزشی و یا راهنمای برنامه ی درسی استخراج کرد. هدف ها باید در قالب آن چه یادگیرنده قادر به انجام آن است (رفتار مخاطب)، و به عنوان بازده آموزش بیان شود. شرایطی که دانش آموز به انجام یک عمل می پردازد یا شایستگی خود را نشان می دهد نیز باید ذکر شود.

 مرحله دوم: مخاطب

 دومین مرحله در طراحی آموزشی بر اساس الگوی دانشگاه ایندیانا، شناسایی ویژگی های یادگیرندگان است. در گام دوم، باید یادگیرندگان شناخته شوند و این کار از طریق تحلیل توانایی آنان میسر می شود. دلیل وجود این مرحله آن است که آموزش مؤثر، مستلزم ایجاد هماهنگی بین ویژگی های مخاطب و محتوای آموزشی است. هر چند شناسایی تمامی ویژگی های روان شناختی و آموزشی یادگیرندگان بسیار دشوار است. با این حال می توان عمده ترین ویژگی های عمومی مخاطبان و شایستگی های خاص ورودی آن ها را شناسایی کرد. خصوصیات کلی یا عمومی، مواردی از قبیل جنسیت، سن، پایه ی تحصیلی، ویژگی های فرهنگی، وضعیت اقتصادی – اجتماعی و نظایر آن را شامل می شود. این ویژگی ها به محتوای آموزشی مربوط نمی شوند. آگاهی از خصوصیات کلی یادگیرنده به طراح کمک می کند، درباره ی سطح آموزش و محتوای آموزشی به تصمیم گیری بپردازد. ویژگی های ورودی خاص نیز به مواردی چون دانش و مهارت های پیش نیاز برای یادگیری مطلب جدید، نگرش مخاطبان درباره ی موضوع آموزشی، و میزان آشنایی آنان با درس جدید وابسته است. گاهی ممکن است مخاطبان برخی از شایستگی های مورد نظر آموزشی را که قرار است کسب کنند، از قبل داشته باشند. در این صورت، باید آموزش از گام مناسب آغاز شود. سبک های یادگیری نیز از دیگر ویژگی هایی هستند که در این مرحله بررسی و تحلیل می شوند. معلمانی که با دانش آموزان آشنا هستند و از ویژگی های عمومی آنان آگاهی دارند، لازم نیست کوشش چندانی صرف تحلیل یادگیرنده گان کنند. در صورتی که معلم از مخاطبان خود شناختی ندارد، می تواند با ترتیب دادن جلسه ی معارفه و هم چنین از سوابق موجود در پرونده ی دانش آموزان، اطلاعات مناسبی را به دست آورد. برای آگاهی از ویژگی های خاص دانش آموزان نیز می توان از آزمون رفتار ورودی، پیش آزمون و سیاهه ی سبک های یادگیری استفاده کرد.

مرحله سوم: محتوا

محتواى برنامه و فعالیت‌هاى آموزشى تحلیل و انتخاب مى‌شود.

مر حله چهارم: سازماندهی

محتواى آموزشى سازماندهى و تنظیم مى‌گردد.

مرحله پنجم: وسیله

با توجه به هدف و محتوا، وسیله آموزشى مشخص مى‌شود.

در این قسمت، پس از آن که عمل تحلیل مخاطبان و بیان هدف های آموزشی انجام شد، به نظر می رسد گام شروع آموزش (دانش، مهارت و نگرش فعلی مخاطب) و هم چنین گام پایانی آموزش (هدف های آموزشی) مشخص شده است. در این مرحله، بین این دو نقطه پیوندی برقرار می شود. برای انجام این کار می توان فعالیت های متعددی را انجام داد:

الف) انتخاب مواد آموزشی در دسترس: در صورتی که مواد آموزشی مناسبی وجود دارد، می توان از آن ها برای دست یابی به اهداف آموزشی استفاده کرد.

ب) اصلاح مواد آموزشی موجود: در برخی موارد، مواد آموزشی موجود با انجام پاره ای اصلاحات و تغییرات قابل استفاده می شود.

ج) طراحی مواد آموزشی جدید: ممکن است آموزش موضوع جدید مستلزم طراحی مواد آموزشی باشد.

مرحله ششم: ارائه

       چگونگى اجراى برنامه تحلیل مى‌شود .

در این مرحله، علاوه بر رسانه ها و مواد آموزشی، روش های آموزشی نیز انتخاب می شوند. روش های آموزشی متعددی وجود دارند که هر کدام برای موقعیت خاصی کاربرد دارند. برخی از روش های آموزشی عبارت اند از:

  • روش اکتشافی                           دریافت مغهوم
  • روش ایفای نقش تفکر استقرایی
  • روش نمایش فعالیت اعضای تیم
  • روش بحث یاران در یاد گیری
  • روش پرسش و پاسخ
 مرحله هفتم: ارزشیابی

   ارزشیابى مطرح شده نتایج حاصل از ارزشیابى در تقویت و اصلاح مجدد برنامه دخالت داده مى‌شود و این چرخه مرتب در فرایند آموزش ادامه پیدا مى‌کند.

  بعد از آن که موضوعات مورد نظر تدریس شد، ارزش یابی اثربخشی تدریس صورت می گیرد. برای آن که بتوان سیمای کاملی از آموزش به دست آورد، ارزش یابی از کل فرایند آموزش ضروری است. از این رو، نه تنها میزان تحقق هدف های آموزشی توسط دانش آموزان ارزش یابی می شود، بلکه میزان کارایی رسانه های آموزشی، تناسب روش های آموزشی و… نیز باید ارزش یابی شود. اقدامات زیر در این مرحله صورت می گیرند:

الف( ارزش یابی عملکرد یادگیرندگان: به منظور آگاهی از میزان دست یابی دانش آموزان به هدف های آموزشی، میزان پیشرفت آنان از بعد شناختی، مهارتی و نگرشی اندازه گیری می شود. بدین منظور می توان، از امتحان کتبی، چک لیست، آزمون عملکردی، مقیاس نگرش، چک لیست رتبه بندی محصول و نظایر آن استفاده کرد.

ب( ارزش یابی رسانه ها و روش ها: همواره کاربرد رسانه در آموزش با صرف هزینه همراه است. روش های متنوع نیز زمانی مفید است که به تحقق هدف های آموزشی منجر شود. ارزش یابی از میزان مطلوبیت رسانه ها و روش ها، امکان شناخت کارایی و اثربخشی آن ها را فراهم می سازد.

ج( ارزش یابی فرایند آموزشی: به هنگام تدریس ممکن است مشکلاتی پدید آید. شناخت این مشکلات امکان رفع آن ها در آموزش های بعدی را فراهم می آورد.

د( بازبینی و اصلاح: پس از شناخت مشکلات موجود و هم چنین کسب ایده های جدید، می توان مواد، رسانه ها، روش ها و به طور کلی آموزش را بازبینی و در صورت لزوم اصلاح کرد.